خرید بک لینک
یه دونه مهربوووووووووووووووونم سلام.......... خاطره اولین جایزم که بالاخره یبار شد جواب دادم به سوال نفس و برنده شدم......... دیشب به نفس اس دادم.... بعد از این پیامکای کوتاهمون ...نفس هول و هوش 21:10 میاد خونمون..... نگو جدی جدی برام جایزه یا همون کادو خرید و آورد..... خیلیییییییییییییییییم غافلگیر شدم ...خیلیمممممممم خوشم اومد از کار قشنگ مهربونم...... درکل میخوام فقط خاطره هامونوثبت کنم...چه تلخ .چه شیرین.... انشالله که تلخی بینمون تاالان پیش نیمده و هیچوقتم نیاد... و از عزیزمم تشکر کنم بخاطر مهربونیای بیش از حدش.. بخاطر درک زیادش... بخاطرمنطقش.... و ازهمه مهمتر اینکه علاوه برهمسربودن..رفیق نمونست.... طوریکه هیچوقت سختگیری نکرد و همیشه گذاشت مث رفیق باهاش راحت باشم .... خداااااااااااااااااااایـــــــــــــــــــااااااااااااااااااااااا........!خداوندااااااااااااااااااااا....! بابت لطف بی کرانت ممنوووووووووووووووووووونم....... //باید بخوانم .... " و ان یکاد عاشقانه هایمان را......این زندگی بر خوشی هامان نظر دارد.........// اینم جایزه نفس برای مــــــن.... مرسی از خوبیات.....

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 23:45

سلااااااااام گل من...! چندروزی هست که دست ب کارشدیم و داریم خونمونو درست میکنیم..... ای چندروزا منم به بابامو برادرم خیلی تو ساختمون کمک کردم.....خیلیم خسته شدم.... .خداییش من که اهل این چیزا نبودم.. البته اونم به این شدت که بخوام از صب تا عصر یه سره کمک باشمو از خواب ظهرمو صبحم بزنم... فقط ب این دلیل چون خونه داشتن شیرینه و بخاطر اینکه زودتر تکمیل بشه ... حاضر بودم اذیت شدنمو تحمل کنم فقط خونمون تکمیل بشه.... نفسمم گفته بخدا این روزا رو برات جبران میکنم.که اذیت شدی... نفس دیشب یهو سورپرایزم کرد.... گفتش یکی از کارت پولیمو میدم به خودت...چون لایق بیش از اینایی.... حالا امروز ناهار نفس خونمون بود.. بعد کارت رو بهم دادو گفت 1/330/000 تومن توش پول هست..این برای یه کوچولو از جبران زحماتت.... منم ازش کارتو گرفتم... ولی گفتم میخوام فقط وسیله تزییناتی برا خونمون بگیرم.... آخه عاشق وسایل تزیینات خونه هستم......نفسمم گفتش باشه هرچی دوس داری بگیر...! مهربونم ...! ممنونم ازت.... بپاس خوبیایی که همیشه در حقم میکنی .فقط و فقط برات دعای سلامتی و تن درستی رو از خدا دارم..... خداجونم...! بابت حل ش

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:05

اومدم بنویسم.....از خـودم...از نفـــــس... و از آشیونمون..... چند روزی هستش که پلاستر سیمان ساختمونمون تموم شده...... داداشمو بابامم کارای نه چندان جزیی رو انجام دادن تا فردا دوشنبه سرامیک کار بیاد و سرامیک خونمونو انجام بده..... کارای نه چندان جزیی: ماسه کشیدن تو ساختمون.... پرکردن کف حمام و آشپزخونه.... که منم به برادرمو بابام کمک میکردم... وقتی میگم کمک میکردم....یعنی واقعا کمک بودما..... اصلا خستگی نداشت و نداره.... چرا که میدونم خونه منـــــــــو نفس داره ساخته میشه.... خونه ای که هزاران رویا که قراره به واقعیت تبدیلشون کنیم ساخته میشه.......... البته به لطف پروردگار و تلاش عزیزانم...... و امــــــا میخوام از قسمتایی از خونه منو نفسم عکس بذارم ..... پر کردن کف آشپزخونه..... اینم اتاقی که قراره بشه " اتاق خــــواب " منو نفس.... اینجاهم که دستم تاول زده...هنوزخوب نشده.... اینم مدل تختخوابمون که سفارش دادیم آماده کنن..ساده ولی شیک..

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:05

فرشته مهربونم....سلاممممممممم...! خدایا این فرشته مهربان کیست که از آسمان برایم هدیه کرده ای؟ این چه گلی است که در هر چهار فصل گل است ؟ این چه ماهی است که در روزها هم در آسمان است و نور میدهد؟ این چه چهره ای است که در آن پر از روشنایی و زیبایی است؟ این چه پروانه ای است که اینقدر رنگارنگ و زیباست؟ این چه ستاره ای است که در بین تمام ستاره ها درخشان تر است؟ خدایا این چه عشقی است که جانم دیوانه او شده؟ چقدر مهربان است مهر و محبت در وجود اوست. هدیه خداوند برای من از بهشت است ، فرشته ای که مسافر بهشت است. خدا برایم این مسافر را از بهشت فرستاده تا برای همیشه این مسافردر قلبم بماند.او بهشت را دیده و می داند چقدر زیباست! خدایا این مسافر کیست که اینقدر قلبش از محبت می تپد و او کیست که اینقدر از چشمانش مروارید می ریزد ، از دستانش گرما احساس می شود ، و از نگاهش عشق خوانده میشود؟ او کیست که آمده در قلبم و غوغا به پا کرده و مرا دیوانه خودش کرده؟ او از سرزمین رویایی آمده سرزمینی که همه آرزوی دیدن آن را دارند. او از بهشت آمده با کوله باری از امید و آرزو آمده. با ابرها همسفر بوده ابرهایی که رنگین کما

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:05

مهربونم.....!!!!! همیشه پر از مهربونی بمان....... حتی اگه هیچ کس قدر مهربونیت رو نداند........ این ذات و سرشت توست که مهربون باشی....... تـــــــــــو .... منــــــــــی داری ... که بعد از خدایت برایت جبران میکند.....! بالاخره تختخوابمونم آماده شده....... خیلی شیکه و خوشکل.... البته روتختی هنوز نگرفتیم..... مبـــــــــــــــــارک صاحابش باشه.... مگه نه؟؟؟؟؟؟!!!!! خــــــــدایا ....! بابت خوبیات ممنونم....... خودت میدونی توقعی نداشتم از زندگی...... فقط " آرامـش" خواستم......! ممنونم که بهم دادی..... // مـن تکه ای از پازلم..... بی هدف آفریده نشدم.....که بی هدف زندگی کنم..... میدانم آفریدگاری دارم که همیشه بوده و همیشه هست و رهایم نمیکند.......!

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:05

قشنگ من کجایی؟ از ظهرتاالان ازت خبر ندارم.....مثلا قهریم........ بهم پیام میدیما......ولی عزیزم و نفسم درکار نیس..البته از طرف من بیشتر درکارنیس...... آخه تــــــــو گفتی میخوام پرده خور پذیرایی طوری باشه که درب پذیراییم پرده خور داشته باشه..... ولی مــــــــــن میگم دوس دارم فقط پنجره پرده خور داشته باشه...دیگه تا درب پذیرایی نخوره..... اما تـــــو میگی اونجوری خوشم میاد.... مــــــن میگم اینجوری..... آخه یه چیزی ناگفته نمونه....تا حالا هرچی من خواستم انجام دادی طبق سلیقه من...... تنها چیزی که طبق سلیقه تــــــــو بودش پرده بودش که بازم مدلش و شکلش سلیقه من بوده ولی فقط اینجا که من میگم در پذیرایی پرده نخوره...تو میگی پرده بخوره سلیقه هامون باهم جور در نمیان..... براهمین منم گفتم باشه دیگه نظر نمیدم هرجور خواستی سفارشش بده...و مثلا دلخورم ازت..... در حال حاضر هم که من اینجا دارم برات مینویسم..... یهو بهم اس دادی و صدام کردی...... اینم حرفامون در حال حاضر.... ای کاش ب تفاهم برسیم...... یا من خوشم بیاد از اون مدل که تو میگی....یا تو خوشت بیاد از مدلی ک من میگم....... // دیروزم حوصلم س

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:05

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام عزیزسمانه..... مثلا اونروز قهربودیم.....رو موضوع پرده.... قهر یساعت دوساعتی.... اخرش که داشتم تو وبلاگمون مینوشتم تو بهم پیام دادی و بعدش اشتی کردیم.... برا آشتی کردنمون تو پیام دادی و گفتی : بهادرم: سمانه مـــــن: جون سمانه بهادرم:یه چایی برا شوهرت آماده میکنی تا 10 دقه دیگه اونجاباشم؟! مــــــن: اره عزیزم....حتما...منتظرتم..... و اینطور میشه که "همیشه" آشتی کردنمون فقط با پیامک دادن آشتی حساب نمیشه......... بلکه نفس میاد " خونمون " ...تا منو ببینه...منم اونو..... بعد آشتیمون قشنگتر میشه..........! " آشتی ما..قشنگترین آشتی دنیا میشه...! "

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:04

قشنگترین مرد زندگیم سلاااااااااام... امروز که اومدی خونمون خیلی متفاوت تر از بقیه روزای دیگه شد...... میدونی که دیگه چرا....؟! چون بعداز عکس گرفتن تو شب نامزدیمون...امروز اولین بار بود که باهم عکس انداختیم...... چه آرامش خاصی داری عزیزمن......! همینکه در باز میشه و تـــــو رو میبینم انگار هیچ غمی ندارم و نداشتم..... نمیدونی وقتی که میای خونمون...درسته که زودی میری...امــا همینکه زیر سقفی که من نفس میکشم ..تو همون لحظه هستی و زیر همین سقف نفس میکشی "دنیایی مملو از آرامشه " ......! مهربونم..... " دوست داشتنت بی اجازه زیباست..........! و حالا میرسیم به عکسایی که امروز تاریخ " 1395/9/21 .. ساعت 12:04 ظهر" با دستامون..دونفری گرفتیم..! خدایا هوامونو داشته باش....... و ادامه عکسای دونفریمون.... زندگی وقتی قشنگ میشه که از " مــــن برسی به مــــــا " .... قربون دستم برم..چراکه دردست تو قفل شده....و این یعنی آرامش...!

برچسب: نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:04

سلااااااااااااااااااااااااام عزیزم..... الان که من دارم مینویسم تــــــــــــــــو مغازه ای..... خسته نباشی عزیزم....! فردا قراره سفیدکار بیاد......انشالله....اگ مشکلی پیش نیاد ..به لطف خدا همین ماه خونمون تکمیل میشه....! امشبم شب یلداست.... گردش سال فقط یک شب یلدا دارد....امـــــــا ... مـــــــن بدون تــــــــــو هزاران شب یلدا دارم.... یلـــــــــــدات مبــــــارک مهربـــــــــونم اینم پیامک مهربونم راجب به ساختن خونمون اینم پیامک دیگه ی مهربونم که من باخوندنش دلم گرفت خدایاااااااااااااااا ...! خودت رفیق مهربونم.... سنگ صبور غمهام ... همدم تنهاییام....نامزد عزیزم...همسر آیندمو درپناه خودت محفوظ بدار....... و همیشه پشتیبان زندگیمون باش خدای بزرگمون....!

برچسب: عشق تا بی نهایت, نویسنده: سام نصیری تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 17:04

صفحه بندی